محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

53

خلاصة الحكمة ( فارسى )

و بعضى كه امزجهء زنان را أحر گفته‌اند ، به اعتبار آن كه در هر ماهى حيض مىبينند و [ در نظر آنها ] اين ، دليل حرارت ايشان است . جواب آن است كه ديدن حيض دليل حرارت نيست ؛ بلكه علامت ضعف مزاج است و عدم قدرت بر تصرف در آن « 1 » [ خون حيض ] در امر تغذيه و تنميه ؛ لهذا دفع مىگرداند طبيعت ، آن را . و علّت اصلى و حكمت در آن ، آن است كه آن براى تغذيه و تنميهء جنين و طفل است ، نه عبث ؛ و لهذا در ايام حَمْل و رضاع ، حيض نمىبينند مگر به ندرت و آن هم اندك [ و ] در اوايل . و در اين ، ايرادى ديگر وارد است كه هرگاه مقرّر است صنف ذكورْ احرّ و ايبس از اناث است ، پس بايد كه شير نر را قوّتِ زياده باشد - و همچنين ، از جوارح طيور - و حال آن كه شير نر را قوّتِ تردّد و شكار چندان كه مادهء آن هر دو را هست ، نيست و در حمياتِ صفراويه كه احتياج براى تقويت به اكل لحوم شود ، گوشت خروس بچه تجويز نموده‌اند نه مرغ بچه . جواب آن است كه آن چه مقرّر نموده‌اند بيان واقع است . و علت آن كه شير نر نمىتواند تردّد نمود و دويد و جوارح طيور نر نمىتوانند پرواز بسيار نمود و شكار كرد ، كثرت حرارت مزاج آن‌هاست كه بدان سببْ به اندك حركتى و پرواز متأذّى مىگردند و از حركت و تردّدِ شكار باز مىمانند ؛ به خلاف مادهء آن‌ها كه متأذّى نمىگردند ؛ به اعتبار برودت نوع مزاج خود . و [ چون ] خروس بچه ، به اعتبار حرارت مزاج در آن ، سَمْن « 2 » و شحم تولّد نمىيابد - به خلاف مرغ بچّه - و [ نيز ] چربى از اضرّ اشياست حمَّيات را ، خصوص صفراويه را به اعتبار سرعت استحالهء آن به خلط غالب ؛ به جهت لطافت خود . امّا الوان :

--> ( 1 ) . ب : ( در آن ) حذف شده . ( 2 ) . ب : سمين .